Notice: A session had already been started - ignoring session_start() in /home/exireno1/public_html/old/wp-content/themes/ayramloo/single.php on line 4
 «سنگی بر گورِ» جامعه پزشکی 1 - پایگاه تحلیلی خبری اکسیرنو
(تحلیلی جامعه شناخی بر کتاب سنگی بر گوری/اثر جلال آل احمد)

«سنگی بر گورِ » جامعه پزشکی – ۱
(تحلیلی جامعه شناخی بر کتاب سنگی بر گوری/اثر جلال آل احمد)

رضا خسروی / یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های جامعه امروز ایرانی، موضوع افزایش یا کاهش جمعیت است. در اینکه مردم و دولتمردان نسبت به این مسأله بسیار مهم دغدغه دارند، البته تردیدی نیست؛ منتهی جنس تردید ایشان در تأکید بر افزایش یا کاهش و تعدیل جمعیت است.

فارغ از اینکه در سال‌های اخیر نگاهی شبه امنیتی نیز براین موضوع ناظر شده و حساسیت کافی نسبت به رشته‌هایی نظیر جمعیت‌شناسی که ازجمله رویه‌های این دیسیپلین علمی تنظیم منطقی جمعیت است وجود دارد، لکن توجه به این امر در حاشیه نوشته این شماره و شماره آتی خواهد بود. در این یادداشت سه‌ضلعی باروری و افزایش جمعیت، رویه‌های نظام پزشکی و روابط متقابل بیمار و پزشک و نهایتاً زوایای پنهان در قلم ادبی جلال آل احمد در کتاب «سنگی بر گوری « را مورد ملاحظه قرار داده‌ام و تلاش خواهم کرد تا ضمن معرفی کتاب سنگی بر گوری جلال، به اضلاع دیگر جامعه‌شناختی آن نیز اشاره‌کنم.
جلال آل احمد، نویسنده‌ای است پرکار و جدی است که قلمش از بسیاری مسائل اجتماعی غافل نبوده است. «سنگی بر گوری» یک خودنگاری، پیرامون مسأله ای است که سال‌ها بخشی از ذهن و زندگی او را به خود مشغول داشته بود. این مسئله ناباروری جلال است. نویسنده در این کتاب به بررسی مسأله از آغاز پیدایی آن پرداخته است و در خلال آن به تلاش‌هایی اشاره دارد که خود و همسرش برای رهایی از این بحران دارند. جلال خیلی راحت می‌نویسد «ما بچه نداریم. من و سیمین. بسیار خوب. این‌ یک واقعیت؛ اما آیا کار به همین‌جا ختم می‌شود؟ اصلاً همین است که آدم را کلافه می‌کند.»

البته این بحرانی است که جلال سعی در تبیین و کم‌اهمیت جلوه دادن آن دارد. درواقع موضوع از دیدگاه جامعه، بحرانی است و جلال می‌کوشد تا خود را از این تعریف دور نگه دارد. آل احمد در این کتاب، خاطره‌ها و رازهای مگویش را در قالب داستانی طرح نموده است.

اگرچه در آغازین برگ‌های کتاب، به‌نظر می‌رسد مخاطب، همان خواننده است؛ هرچه پیش می‌رویم روشن می‌شود که نویسنده نه با خواننده که با سنگ گوری حرف می‌زند و روایت زندگی‌اش و دردهایش را و تمام چالش‌هایی که با خود و خانواده و جامعه‌اش داشته با سنگ گور زنی به نام عمقزی؛ سنگ گور پدرش و مرده‌هایی دیگر در پهنه گورستان به اشتراک می‌گذارد و در این میان دیالوگی جدی میان فرهنگ سنتی و مدرن در جریان است. زمان روایت اثر حدود سال ۱۳۲۰ است و زمانی که راوی مشغول بیان مسائل خویش است، حدود دهه چهل شمسی است.

روایت کتاب، حرکتی فرازمانی است و آل احمد به‌خوبی از عهده این زمان ورزی برآمده است؛ اثر تقابلی تمام‌عیار میان سنت و مدرنیته که تقابلی ازلی ابدی میان پدر بودگی و پسر بودگی است. پسری در تقابل با سنت، تداوم نسل و نام نشان پدر را نه نشان تفاخر و نه تجدید و تمدید نسل که امری نه‌چندان ضروری، عقلانی و منطقی می‌یابد. اگرچه کتاب «سنگی بر گوری» جلال بعد از مرگ او به چاپ رسیده، لکن درنهایت و فارغ از اینکه جلال به انتشار این اثر به شکل فعلی رضایت داشته است یا خیر، توانسته با عبور از برخی معذوریت‌های عُرفی، میان زندگی شخصی و اجتماعی پلی بزند و روایت‌های این کتاب نه‌تنها رازهای مگوی نویسنده که به‌نوعی انعکاس مسائل پنهان در لای پوست زندگی اجتماعی و فرهنگ جامعه هستند.

جلال د راین کتاب نیز، مانند سایر آثارش، از سبک منحصر خود که نثری تلگرافی و موجز است برای ثبت اندیشه و نگاهش به سنت و تلقی مدرن از این مسأله اجتماعی بهره گرفته و از منظری دیگر، لحن وی به‌شدت تداعی‌گر سبک تحریری لوئی فردینان سلین است. مثلاً آنجا که می‌نویسد «… و نوشتم و نوشتم تا رسیدم به آن قضیه‌ی آخر صف بودن و نقطه ختام و دیگر اباطیل…که یک‌مرتبه جا خوردم. خوب. ببینم مگر این دیگران با تخم‌وترکه هاشان چه چیز را به چه چیز وصل می‌کنند؟

کاروانسرای وسط کدام راهند؛ یا پلی سر کدام دره؟ یا پیونددهنده کجای خط به کجایش؟ و اصلاً کدام خط؟ بله. دور از شهید نمایی و خودنمایی؛ و همچنین دور از جوازی برای نمایش یک عقده. در وهله اول یک پسر یعنی رابطه‌ای میان پدری با نوه‌ای. رابطه خون و نسل؛ و نیز نقل‌کننده فرهنگ و آداب و از این خزعبلات؛ یعنی دوام خلقت. چیزی که حتی دهن‌کجی بردار نیست. به عظمت خود خلقت. عین مدار خلق و نشور؛ و البته که چنین عظمتی بی درزتر و پرتر از آن است که به علت عقیم بودن تو ککش بگزد.
روزی میلیون‌ها نفر می‌زایند و همین‌قدرها کمتر می‌میرند؛ و جمعیت دنیا دارد از سه میلیارد هم می‌گذرد و در چین و هند سقط‌جنین را تشویق هم می‌کنند و دیگر اخبار وحشت‌زا و آن حقه‌بازی‌های مالتوس برای اداره کردن خلایق که بله قحطی آینده و تنگ شدن جا روی کره زمین و دیگر اباطیل…
به این صورت ما دو نفر هم که نباشیم دنیا می‌گردد با خلقش و آدم‌هایش و مذهب‌ها و حکومت‌ها و سیاست‌ها. مثلاً اگر پدر من بجای سه پسر دو تا می‌داشت چه می‌شد؟ …» این واقعیت به‌خوبی آشکار می‌شود.
ادامه دارد…

ایمیل مستقیم: info@exireno.ir

Notice: Undefined variable: post_id in /home/exireno1/public_html/old/wp-content/themes/ayramloo/single.php on line 104

Strict Standards: Declaration of zipGun_walker_comment::start_el() should be compatible with Walker_Comment::start_el(&$output, $comment, $depth = 0, $args = Array, $id = 0) in /home/exireno1/public_html/old/wp-content/themes/ayramloo/lib/comment_walker.php on line 0

Warning: mysqli::mysqli(): (HY000/1045): Access denied for user 'exirenoi_LDUser'@'localhost' (using password: YES) in /home/exireno1/public_html/old/comments_like_dislike/core/comments_like_dislike_core.php on line 67
Failed to connect to MySQL: (1045) Access denied for user 'exirenoi_LDUser'@'localhost' (using password: YES)
Notice: ob_end_flush(): failed to send buffer of zlib output compression (0) in /home/exireno1/public_html/old/wp-includes/functions.php on line 3398